{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

____[The Forbidden Crossing]____

تـقـاطـع مـمـنـوعـه⁵⁸

ناهارمونو خوردیم و من رفتم اتاقم
حسابی خوابم میومد پس یکم خوابیدم
حدودا ساعتای 4 عصر از خوب بیدار شدم
رفتم حموم و مثل همیشه یه حموم طولانی گرفتم
بعدم موهامو خشک کردم
تقریبا ساعت 6 عصر بود
بیکار بودم پس دوباره روی تخت ولو شدم و رفتم توی گوشیم
نگاهم دوباره به پیامی که اون شب برام اومده بود انداختم
-یعنی کیه؟

بیخیال از صفحه چتش بیرون اومدم و رفتم توی تیک تاک
حدودا یه ساعتی توی تیک تاک بودم که یادم اومد با مری هماهنگ نکردم
پس سریع شمارشو گرفتم
=سلام شتر
-سلام یوبوست
=چیکارا میکنی؟
-هیچی میخوام برم پیست میای؟
=کوکی جونت هم میاد؟
-چه زری میزنییی کوکی کجا بود

از پشت گوشی صدای خنده تهیونگ و مری به گوشم رسید
-هیی تهیونگ تو چرا همه جا هستییی؟
^همینه که هست
-ایششش
^رفیق گلم میاد؟
-میگه میخواد بیاد ولی با من نه
^آهاا

و دوباره صدای خنده رو اعصابشون
-ای دردددد
من میرم آماده بشمم
=باشه باشه برو برای کوکی جون خوشگل کنن
-مری به خدا ببینمت یه جوری میزن...

که گوشیو روم قطع کرد
-بیشعورر گوشی روی من قطع میکنییی؟


رفتم سمت کمد لباسم
مثل همیشه هزارتا لباس رو بیرون ریختم
-اوف اینم که نه
-این بدک نیستا(لباس اسلاید 2)


و بالاخره بعد از صد ساعت لباس امتحان کردن بالاخره یه لباس رو انتخاب کردم و پوشیدم
....




#رمان #فیک #تقاطع_ممنوعه #رایا #کوک #The_Forbidden_Crossing
دیدگاه ها (۱۵)

رمان : تا وقتی که عاشقت شدم

دختر تنها{3}

لیسا : لیا بیام ببینم یه لباس مزخرف و اسپرت پوشیدی او تالار ...

Love&HateP.9"دوباره ویو جونگکوک"دیدم پنج تا میسکال از یونا د...

ترکم نکن

اسم فیک: عشق اجباری من پارت: بیست و سوم"ویو مین جی"فروشنده خ...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۲۳ پارتچند دقیقه از رفت...

پارت ۱: شروعِ یه ماجراجوییِ دیوانه‌وار!سئول همیشه حس عجیبی ب...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁸ویو: ات۱۰ دقیقه بعد...دوشم رو گر...

KIM V

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط